تبلیغات
سبک زندگی- تمدن اسلامی- غرب شناسی

قالب وبلاگ


سبک زندگی- تمدن اسلامی- غرب شناسی
زمینه سازی برای ایجاد تمدن و سبک زندگی اسلامی در سایه ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) 
نویسندگان
لینک های مفید



                                       

وقتى حكمت اصیل منتفى شود آنچه بر حسّ ظاهر شود تحت عنوان «واقعیت» اهمیت كامل مى‏یابد و ماوراء آن هر چه هست ذهنى و خیالى خواهد بود. در حكمت قدیم عالم حس آئینه عالم برتر بود، و وسیله ارتباط با عالم غیب و در علوم جدید خود طبیعت اصیل است. و لذا علم جدید با علوم قدیم در ذات خود متفاوت است، به طورى كه علوم جدید وسیله اشتغال به طبیعت و غفلت بشر از عالم اعلى است. یعنى حكماى قدیم و دانشمندان علوم جدید از تجربه مقصود واحدى نداشتند.

فرانسیس‏بیكن با كتاب «ارغنون» و «احیاء كبیر» خود، خواست فلسفه خادم علم باشد، و با این دید است كه گفته شد فیلسوفان گذشته حرف‏هاى بى‏معنى مى‏زدند، چون خادم علم تجربى نبودند. یعنى براى كسى كه بخواهد خانه بسازد، حكمت قدیم معنا ندارد. اما اگر پرسیده شود براى چه هدفى در نهایت باید زمین را در اختیار گرفت، آیا هدفى بالاتر از در اختیارگرفتن خود زمین در فلسفه و علم جدید مطرح است؟ معلوم نیست.

 

حكما و بخصوص عرفا حرفشان این است كه انسان باید بتواند به دنیایى بزرگ‏تر از دنیاى ماده قدم بگذارد و لذا باید بُعدى دیگر از ابعاد انسان به‏كار گرفته شود، كه آن قلب است حكیمان و انبیاء مى‏گفتند: منبع ادراكات و معرفت حقیقى قلب است با قلب مى‏توان صداى كلام ایزدى را بى‏واسطه شنود و وجه الهى را دیدار كرد. پس باید باطن انسان به‏كار بیفتد تا با باطن عالم بتواند ارتباط پیدا كند. در فلسفه جدید این بُعد از ابعاد انسانى مغفول عنه واقع شده و تمام همّت بشر بر روى عقل جزیى قرار گرفته است.

قرآن مى‏فرماید: ملت‏هاى پیشرفته گذشته بصر داشتند كه خوب عالم را بشناسند ولى بصیرت نداشتند تا باطن عالم و سنن الهى را بیابند، و لذا همین بى‏بصیرتى موجب شد تا از ثمره كارهایشان آن‏طور كه به دنبال آن بودند محروم شوند.

مى‏فرماید: «فَكَأَیّنْ مِنْ قَرْیَهٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَهٌ فَهِىَ خاوِیَهٌ عَلى عُروشِها وَ بِئْرٍ معطَّلَه وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ. أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِى ألارْضِ فَتَكونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلوُنَ بِهَا أَوْ اذانِ یَسْمَعُونَ بِهَا فَأِنَّهَا لاتَعْمَى الْأَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلوبُ الَّتى فى الصُّدُور»[1]

آیه مى‏فرماید: چه بسیار شهرهایى كه به جهت ظلم، امروز خراب و متروكه شده‏اند، از چاه‏هاى رهاشده بگیر یا قصرهاى داراى گچ‏برى‏ها. آیا اى پیامبر! این مردمى كه نسبت به شریعت و دستورات آن بى‏محلى مى‏كنند یك سیر تاریخى- جغرافیایى در زمین كرده‏اند تا قلب‏هایى صاحب فهم و گوش‏هایى قابل پذیرش، بیابند؟ بروند سرنوشت صاحبان این شهرهاى متروكه را ببینند، آن‏ها چشم سرهایشان كور نبود ولى چشم دل‏هایشان كور بود. یعنى؛ بصر داشتند ولى بصیرت نداشتند. چیزى كه فلسفه‏ى بیكن نیز گرفتار آن است و مردم خود را نیز به آن گرفتار كرد.

 منبع: کتاب فلسفه غرب، اصغر طاهر زاده



[1] ( 1)- سوره حج آیات 45 و 46( قریه خاوِیَهٌ عَلى عروشِها/ شهرى كه دیوارهایش روى سقف‏هایش ریخته و به‏كلى خراب شده. مشید/ گچ قصرمشید/ قصر ساخته‏شده با گچ).




طبقه بندی: علوم اسلامی، 
برچسب ها: تفاوت ذاتى علم جدید با حكمت گذشته‏، استاد طاهر زاده، علم جدید، مدرنیته، تکنولوژی،  
[ جمعه 20 دی 1392 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ مدیر پایگاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

غرب شناسی- سبک زندگی- تمدن اسلامی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :